السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

279

جواهر البلاغة ( فارسى )

و ينقسم المسند من حيث الإفراد و عدمه إلى قسمين : مفرد و جملة فالمسند المفرد قسمان : فعل ، نحو : قدم سعد و اسم نحو : سعد قادم مسند ، از حيث مفرد بودن و نبودن ، به دو قسم تقسيم مىگردد : 1 - مفرد 2 - جمله مسند مفرد نيز دو قسم است : 1 - فعل . مانند : قدم سعد 2 - اسم مثل : سعد قادم و المسند الجملة ثلاثة أنواع : 1 - أن يكون سببيّا نحو : خليل أبوه منتصر ، أو أبوه انتصر ، أو انتصر أبوه 2 - و أن يقصد تخصيص الحكم بالمسند اليه ، نحو : أنا سعيت فى حاجتك أى : السّاعى فيها أنا لا غيرى . 3 - و أن يقصد تأكيد الحكم ، نحو : سعد حضر و ذلك لما فى الجملة من تكرار الإسناد مرّتين . و مسند جمله ، سه گونه است : 1 - جملهء سببى . يعنى : جمله‌اى كه اسناد در آن به كسى يا چيزى داده شده كه مرتبط و وابسته ، به مسند اليه اول است و آن چيز ، اضافه به ضميرى شده باشد كه به مسند اليه اول بر مىگردد . مانند « خليل ابوه منتصر » در اين مثال ، « خليل » مسند اليه اوّل و جملهء « ابوه منتصر » مسند و جملهء سببى است . يعنى انتصار به پدر خليل اسناد داده شده است و « اب » اضافه به ضميرى شده كه به خليل بر مىگردد . و مانند « خليل أبوه إنتصر » و « خليل انتصر أبوه » تفاوت اين مثال‌ها در اين است كه مثال نخست ، اصلا فعل ندارد . در مثال دوم ، فعل مؤخر و در مثال سوم ، فعل مقدم است . 2 - مسند را جمله مىآوريم در جايى كه بخواهيم حكم را به مسند اليه ، اختصاص بدهيم . مانند : « أنا سعيت فى حاجتك » : من در بر آورده ساختن نياز تو كوشيدم . در اين مثال ، « سعيت فى حاجتك » جمله است و مسند قرار گرفته از اين‌رو افاده تخصيص مىكند . يعنى تنها من كوشيدم و غير من كوشش نكرد . 3 - مسند را جمله مىآوريم تا حكم را تأكيد كنيم . مانند : « سعد حضر » و تأكيد از اين جهت است كه در اين جمله ، اسناد دو بار تكرار شده است . يك بار ، اسناد « حضر » به ضمير مستتر در آن داده شده و يك بار اسناد به « سعد » داده شده است . و يؤتى بالمسند ظرفا للاختصار ، نحو : خليل عندك و جارّا و مجرورا نحو :